Showing posts with label ايران، آزادي، جوان، ايراني، اميد،قلب،. Show all posts
Showing posts with label ايران، آزادي، جوان، ايراني، اميد،قلب،. Show all posts

صدای آشنا!

صدا! صدای آشنا!     بیا به شهر ما برس! شب است و نغمه‌ها خموش، به داد نغمه‌ها برس! غریو خواهرم ببین     صدای مادرم شنوتو را به حرمت صدا، به داد این صدا برس چکان‌چکان خموش رفت، شبانه‌های مادرمفرشته و خدا گریست     به داد گریه‌ها برس ببین که ناهید سحر، گذر گذر به «دار» هاستافق افق برو برو     به داد زهره‌ها برس ز کودکان شهرها     ز دختران بی‌پناهچه قصه‌های خون‌چکان! به داد قصه‌ها برس پرنده نیست درگـذر، بهار نیست در نگاهسرشک سرو و لاله بین، به داد لاله‌ها برس ز خیمه‌ی خزان اگر، نه آشیانه ماند و برگبخوان سرود رویش و، به داد ریشه‌ها برس چه واژه‌ها، چه نغمه‌ها ز شعله‌ی جنون فسردــ به شعر و نغمه‌ها سلام ــ به داد واژه‌ها برس از این تطاول و جنون، نبود بی‌نصیب کسشراره‌ها زبانه شد     به داد شعله‌ها برس اگر که سور غم به راه، کمین نشسته خنده رابه خنجر امید و عشق، به داد خنده‌ها برس ز سوز و رنج کاوه‌ها، نمانده کوره‌ها خموشبیا ز توفش دمان     به داد کوره‌ها برس نگو که عشق‌ها شکست، نگو که نغمه ناله شدقسم به عشق و نغمه‌ها!     به داد ناله‌ها برس به خشکسالی بهار     کنون بیا و ابر شوببار و کو به کو برو! به داد چشمه‌ها برس سمند باد‌پای عشق! یگانه خوب مهربان! صدا! صدای آشنا!     بیا به شهر ما برس! 


Share:

آخرین روز نبرد


خاطرات بولیوی:”ارنستو چه‌گوارا”:Bolivia memoirs: ernestocheguevara
خاطره اي كوتاه از :
آخرین روز نبرد 7 اکتبر 1967
ما یازدهمین روز خود را روزی که گروه پارتیزانی آغاز به کار کرد به پایان رسانده‏ایم. امروز روزی بدون دغدغه بود و حتی تا ساعت 30/12 آرامش روستائی برقرار بود. هنگامی که زن چوپان پیری به محل اردوی ما وارد شد او را زندانی گرفتیم.

او اطلاعات قابل‌اعتمادی درباره‌ی سربازان به ما نداد و در جواب هر سوال می‏گفت که چیزی نمی‏داند و این که مدت‏هاست از این اطراف نگذشته است. او تنها درباره‌ی راه‏ها به ما اطلاعات داد و از اطلاعات وی چنین نتیجه می‌شود گرفت که ما اکنون از “هیلوئرا” و “خواگوئی” دو فرسخ و از “پوکارا” دو فرسخ فاصله داریم. در ساعت 30/17 اینتی و آتی‌چیو و پابلیتو به خانه‌ی زن پیر رفتند. وی در آن جا یک دختر چلاق و دختری قصیری دارد. به او 50 پسو Peso داده شد و وظیفه‌مند گردید که سخنی نگوید اما امید زیادی نداریم که به کلام‌اش وفادار بماند.
 هفده نفری در زیر نور ضعیف ماه به راه‌پیمائی ادامه داده‏ایم که بسیار خسته‌کننده بود و از خود در دره جای پای بسیار باقی گذاشتیم. در این دره خانه‏ای وجود ندارد اما سیب‌زمینی کشت می‏شود که از طریق جوی‌بارهای منشعب از نهر آب‌یاری می‏شود.

در ساعت 2 (صبح 8 اکتبر) برای استراحت توقف کردیم زیرا ادامه دادن بی‏فایده بود. به هنگام راه‌پیمائی در شب الچینو واقعاً دردسر عظیمی است.
 ارتش گزارش عجیبی درباره‌ی حضور 250 نفر در سرانو Serrano صادر کرد که قرار است از گذر افراد محاصره شده که گفته می‏شود 37 نفر باشند جلوگیری به عمل آورد.
 ارتش خفاگاه ما را بین رودخانه‌های آچرو Acero و اورو Oro 
اعلام داشته‌اند. این خبر ظاهراً ردگم‌کن است.


Share:

حكايت كودك وشمع...

شمع اول : من صلح هستم تا بحال نتوانسته ام مدت زيادى روشن بمانم. اين را گفت و خاموش شد.
شمع دوم: من ايمان هستم و معلوم نيست تا کي 
روشن باشم . او سپس به آرامي خاموش شد.
شمع سوم: من عشق هستم، کسى ارزش مرا نمى داند. بسيارئ نميدانند من در زندگى چه نقشي دارم. او نيز ناگهان خاموش شد.
کودک كنار شمع ها نشست و با گريه گفت: چرا رفتيد؟ چرا تنهايم گذاشتيد؟ چرا خاموش شديد؟
اينجاست كه شمع چهارم به صدا درآمد و گفت :گريه نکن ، ناراحت نباش، تا من روشن هستم تو مي تواني شمع هاى ديگر را با من روشن کنئ! من اميد هستم.


Share:

زهره در یک قدمی خشکی


زهره در یک قدمی خشکی
رودخانه 'زهره' چند سال بحرانی را از سرمی گذراند. زمستان پارسال این رودخانه برای نخستین بار 90 روز کاملا خشک شد. آبان امسال نیز برای دومین بار زهره خشکید. با کاهش آب این رودخانه تامین آب شهرستان هندیجان در جنوب خوزستان نیز با
چالش روبه رو شده است.

هندیجان حدود 20 هزار هکتار زمین کشاورزی و سه هزار بهره بردار در این بخش دارد که محصولات آنها پارسال 100 درصد دچار خسارت شد. سد کوثر (در استان کهگیلویه و بویراحمد) در بالادست این حوضه اگر چه برای تامین آب شرب است اما تنها منبع آب رودخانه نیز رهاسازی آب از این سد است.
رئیس انجمن صنفی کشاورزان هندیجان نیز می گوید: امسال نیز کشاورزان هندیجان هیچ سهمیه آبی دریافت نکرده اند.
اين هم از محصولات اين حكومت كه جز ويراني و خشكسالي براي ايران نداشته.

Share:

دايناسورهايي كه عمامه دارند!

يه داستان جالب از انتخابات 

نمايش انتخابات، اون هم تو نظام ولايت فقيه خودش داستانيه! اصلن معلوم نيست واسه چى انتخابات ميذارن!! مگه كسي غير خودشون رو هم راه ميدن؟!! حالا اين نمايش شده مضحكه و باعث خنده خاص و عام! 
ببين حتی اگه رفسنجانى ريش دربياره، پول نفتو با بشكه بيارن بدن دم خونه مردم، گشت ارشاد ورچيده شه،... بازم تو اين نمايششون شركت نمي كنم كه نمي كنم. والا به خدا!
ا صلاشلم شورباييه تو اين حكومت! يه دور يه سرى رو عظما مي كاره، بعد اينا يه سري رو رد صلاحيت ميكنن، بعد يه سري ديگه اونا رو انتخاب ميكنن، بعد يه سري پاچه يه سرى ديگه رو ميگيرن! نفهميديم انتخاباته يا پارك ژوراسيك؟!
حالا اينو ببينين 

Share:

ايرانى يادت نره!

روحانى نماينده مردم ايران نيست/No2Rouhani

2000

 تا اعدام توى دو سال، سه و نيم ميليون كودك كار، خط فقر 3 ميليونى، فروش كليه.تظاهرات 28 ژانويه در فرانسه فرصت نه گفتن به اين وضعيت عليه روحانى.

 ايرانى يادت نره!


تلگرام ما 
كانال تلگرام 

Share:

روزی که خورشید دوباره متولد شد

روزی که خورشید دوباره متولد شد

روز اول دیماه از 2014 سال پیش از میلاد مسیح ” دی‌گان” و ” خورروز” نامیده شده است.
به‌زعم ایرانیان باستان، روز تولد دوباره خورشید، پس از بلند ترین شب سال بوده است.
 ایرانیان باستان با نگرانی از طولانی بودن شب و ترس از باز نیامدن خورشید، تا سپیده‌دم در کنار یکدیگر بیدار می نشستند و خود را سرگرم می کردند تا اندوه ظلمت
را فراموش کنند.
 روز پس از آن شب، یکم دی ماه را که خورروز و دی‌گان می‌خواندند به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود .
 در این روز، جنگ کردن و خونریزی ، شکار ، و حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.

عزیز خوب مشرقی!            ای خون صبح اولین! 
تعبیر آزادی تویی:               تـو این شب ایران‌زمین... 
تلگرام ما 


Share:

كمپين تنفس ممنوع!

با سلام به همه دوستان 
حتما همه شما با اين پديده آلودگي هوا دست وپنجه نرم ميكنين
پس از شما ميخواهيم به اين  كمپين بپيوندين:
كمپين تنفس ممنوع!
با انجام كارهاي ابتكارى و هنري، اعتراض مان را نسبت به آلودگي هوا نشان دهيم. نقاشي، شعر، كاريكاتور، نوشته، عكس، موزيك و هر ايده ابتكاري ديگر.
فيلم و عكس هاي خود را به يكي از اين آدرس ها ارسال كنيد:

Share:

دستانم را با درختان گره خواهم زد


(از آخرین شعرهای شاملو ـ پیاده شده از نوار) 
دستانم را با درختان گره خواهم زد
و در انتهای سبز رشد
با نور
در افق
پیامی خواهم نوشت.
برای خاطر تو
در چشمانم هزار ستاره می‌کارم
می‌دانم سبز خواهد شد.
برای خاطرتو
بر فراز ستیغ جانهای دوخته
در هرم آتش عشق
معبدی می‌سازم
و ماه را به نگهبانی آن خواهم داشت.
برای خاطرتو
در آتشدان صبح
آتشی از ایثار برمی‌افرازم
می‌دانم پایدار خواهد ماند.
برای خاطر تو
از شکسته‌های دل
گلدانی می‌سازم
و خود را به تمامی در آن می‌کارم.
می‌دانم
خون خواهم خورد
رشد خواهم کرد
سبز خواهم شد.
برای خاطر تو
از صمد خواهم خواست
همه ماهیان قرمز را
به طغیان در برابر تکرار فراخواند.
برای خاطر تو
ذره ذره خورشید را
در شب
افشان خواهم‌کرد.
می‌دانم دوستش خواهی‌داشت.
برای خاطرتو
فضا را از صدا پر خواهم‌کرد
می‌دانم منفجر خواهد شد.
برای خاطرتو
پرندگان جهان را
به مهمانی پرواز
در آسمان آبی اندیشه‌های خود فرا می‌خوانم.
برای خاطرتو
آب دریاها را
به خوابگه مورچگان خواهم بست
و خواب را از دیده‌گان خفته
ـ خفته‌گان این قرن مبتلا ـ
خواهم تکاند.
می‌دانم موج بر خواهد داشت
بیدار خواهد شد.
برای خاطر تو
یأس را در مهمانی امید
بدار خواهم زد
غم را در سالگرد تولدی دیگر
برای سرور
وداع خواهم گفت.
برای خاطر تو
امید خواهم داشت
سرود خواهم خواند
شعر خواهم گفت.
برای خاطر تو
خود را بدار عشق می‌آویزم
و حرف آخرم این است:
دوستت دارم برای همیشه


Share:

تقديم به ياران من ايرانم



تقديم به ياران من ايرانم 
حتما كه اسم «ووله سویینکا» رو شنيديد  او كه شاعر ونويسنده ومنتقدي تيزبين وروشنفكر بود از نيجريه با هم اين مطلب را دنبال ميكنيم  تا با او بيشتر آشنا شويم 
«بزرگترین تهدید آزادی فقدان انتقاد است» ــــــ ووله سویینکا (Wole Soyinka)
«ووله سویینکا» شاعر و نویسنده‌ای از نیجریه كه وي برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۶ بود 
شاعر ونویسنده و نمایشنامه نویس و کنشگر سیاسی  اهل نیجریه. ووله سویینکا در 13 ژوئیة 1934 در نیجریه به دنیا آمد، 
او اولین آفریقایی بود که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. صدها نمونه از کارهایش شامل نمایشنامه و رمان و مقاله و شعر منتشر شده است. به‌خاطر اندیشه‌هایش، بسیاری از آموزشگاهها و دانشکده‌های دنیا به‌دنبال آن هستند تا به‌عنوان یک استاد و متفکر با او ملاقات داشته باشند.
 او شعر هم می‌سرود و اشعارش بیشتر از نمایشنامه‌هایش الهام می‌گرفت. برخی شعرهای او به زبان فارسی و عربی نیز ترجمه شده:
«دهمین روز روزه داری
تنم را تدهین می‌کنم

فکرها
در روغن رقیق تنهایی
تقدیس می‌شوند
همه شما را به ایوانهای نور فرامی‌خوانم
بگذارید تاریکی، خود را در تاریکی پنهان کند». 
او در سال 1971 در اعتراض به وضعیت سیاسی از همه‌ی مسؤلیتهایش در دانشگاه آبیجان استعفا داد و داوطلبانه به تبعید به پاریس رفت. در سال 1972 دانشگاه لیدز به او دکترای افتخاری داد، اما همیشه محرک آثار او، مردم وطنش بودند.
ووله سویینکا نویسنده‌ای است که همواره در آثارش علیه دیکتاتوری نوشته است، او معتقد است که باید از نیروی مردم علیه دیکتاتوری به‌کار گرفته شود. او درباره دیکتاتورها گفته بود «یک ببر دنائت ذاتی خودش را اعلان نمی‌کند، بلکه با پنجه‌هایش 
حمله می‌کند». سویینکا در کشور خود برای صحبتهای رک و صادقانه و برانگیزنده‌اش مورد ستایش است.

كانال  تلگرام من #ايرانم 
Share:

صحنه هاى خنده دار ونفس گير

براى رفع خستگى وتلاشهاى روزتون از شما دعوت ميكنيم كه اين كليپ با مزه وديدنى رو نگاه كنيد نظرتون چيه؟؟

 صحنه هاى خنده دار ونفس گير

http://www.maniranam.com/index.php/shows/series/funny/item/179-khandeh5-smile

آدرس كانال تلگرام من ايرانم 
آدرس گروه من ايرانم 
Share:
اينجا يك مدرسه است اما هيچ شباهتي به كلاس درس نداره 
اينجا ايران است 
من ايرانم، ايراني كه صاحب اين كودكانم ؛ كودكان ميهن ما كلاس درس ندارن معلما بدترن .......
لطفا اين عكس را براي آخوندك شياد يعني روحاني ارسال كنين شايد خبر نداره اينجا ايرانه 
ما هم بچه هاي ايرانيم ؛ ما هم دلمون ميخواد كلاسمون ميز وصندلي داشته باشه وكفش وكتاب نو داشته باشيم 
تازه وزير آموزش وپروش گفته كه براي بلوچستان كلاسهاي حصيري بهتره



شرم بر شما شرم وننگ تاريخ برشما روباه صفتان
با كانال تلگرام من ايرانم همسفر شويد 
https://telegram.me/maniranam01

آدرس گروه ما 

https://telegram.me/joinchat/CgDLYAMQ0yeh20jPlVAGEQ
Share:

داستان ايران


اگر دنياي درون هر ايراني قابل ديدن بود...

اگر حرفهاي دل هر هموطن قابل شنيدن بود...

آنگاه ما چه ميديديم؟!

چه ميشنيديم؟!

نگاه كردن با چشمان ديگران،

تجربه اي شگفت انگيز است.

خود را  به جاي آنها قراربده

بشنو آنچه آنها مي شنوند

ببين آنچه آنها مي بينند

احساس كن آنچه آنها احساس ميكنند

قلب هاي ما براي آرزوهاي مشترك مي تپد

Share:
Powered by Blogger.

Labels