Showing posts with label ايران، ، جوان، ، تصوير، انگيزه،. Show all posts
Showing posts with label ايران، ، جوان، ، تصوير، انگيزه،. Show all posts

با دهاني از عطر و ميخك سرخ

با دهاني از عطر و ميخك سرخ
با گلويي از پرندگان شهيد
خوانديد آخرين ترانه هايتان را
در برگ برگ خاطرات كودكان خياباني
تابستان 67


Share:

۱۱۸مورد تجمع در سطح استان مركزى

🔸 فرمانده نيروى انتظامى استان مركزى، کیومرث عزیزی: از ابتدای سال جاری تاکنون ۱۱۸مورد تجمع در سطح استان داشته‌ایم که این میزان نسبت به مدت مشابه سال قبل 24درصد رشد داشته است 👍👍👍




Share:

شهر در حال منفجر شدن است


ناگهان نيزه ى صدايش را با همان گلوى خسته فشرد  شهر در حال منفجر شدن است 
  بايد آخر کسی تکان می‌خورد 

Share:

مشاعره داغ يك جوان ايرانى با آتش-چهارشنبه سورى 94

مشاعره داغ يك جوان ايرانى با آتش-چهارشنبه سورى 94 ويژه
    بابا ايولله جوون، شعله تويى!
اونكه شب رو مى كنه نفله تويى
يك مكالمه ى جذاب و شنيدنى براى اونهايى كه دنبال يك چهارشنبه سورى باحال هستن. لطفا اين كليپ را ببينيد و لايك كنيد و به اشتراك بگذاريد.
با تلگرام من ايرانم همراه شويد

Share:

یک حقیقت روشـــــــن تاریخی

14 اسفند براي همه ايرانيا ياد آور يه روز سخت و سنگين است
این حقیقت تاریخی چیست؟
با همه خاطره اي زيبا رو مرور كنيم
 از خاطرات سرهنگ جلیل بزرگمهر عضو هیأت وکلای دکتر محمد مصدق
.....هم محکمه‌ای که قبلاً دکتر مصدق را محاکمه کرد و هم دادگاه تجدیدنظر که از امروز شروع به‌کار می‌کند اساس کار خود را بر یک سلسله اتهامات قرار داده است... .. دکتر مصدق به نام و به واسطه ‌این اتهامات نیست که در ایران و در دنیا علم شده، تصویری که از دکتر مصدق در تاریخ می‌ماند تصویر این اتهامات نیست و حتی خارج از مرزهای ایران کسانی که نام دکتر مصدق را شنیده‌اند و تصویری از او در مغز خود دارند. اجزاء متشکله اصلی این تصویر، خطوطی است جز این اتهامات. این جبر تاریخ و جبر قوانین اجتماعی و روانشناسی است که اخبار آن از دست من و شما خارج است... ... وقتی اسم دکتر مصدق به میان می‌آید جوش و خروش و فریادهای پر اشتیاق ملتی به یاد می‌آید که پس از قرنها خمودگی و تیره روزی خون تازه‌یی در عروقش دمیده شده است. وقتی اسم دکتر مصدق به میان می‌آید چشم غم زده و مأیوس میلیونها آدمیزاد به یاد می‌آید که ناگهان پرتو امید و شادی از آن می‌جهد وقتی اسم دکتر مصدق به میان می‌آید ناله‌ای به گوش می‌رسد که تبدیل به نعره خشم می‌شود. وقتی اسم دکتر مصدق به میان می‌آید آبادان به یاد می‌آید. شورای امنیت به یاد می‌آید دیوان دادگستری لاهه به یاد می‌آید. ملت کوچکی به یاد می‌آید که در مقابل غولهای بین‌المللی قد علم می‌کند و صدای این ملت به یاد می‌آید که از ورای نعره کریه غولها به گوش مردم دنیا می‌رسد.
 وقتی اسم دکترمصدق به میان می‌آید مردم ایران به یاد آرزوهای خفته خود می‌افتند که سالهای سال کوچکترین امیدی به وصول آنها نداشتند و ناگهان مشاهده کردند که به‌رغم توپ و تفنگ و کشتی و هواپیمایی که دشمن دارد باز هم مهمترین عامل مؤثر در نجات آنها اراده خود آنها و بیداری خود آنها و میزان فداکاری خود آنهاست.“
مصدق یک فرد نیست البته که دکتر مصدق کسی بوده است که در انجام خواسته‌های ملت ایران قد علم کرده است و این همان تصویری است که از مصدق مانده است. نام مصدق در آن دوران بیانگر دوران عزت و شرف ایرانی است که می‌توان در مقابل تمامی نشدنها ایستاد و مقاومت کرد. این یک رسم است. او آموزگار نسلی بوده که عزت و افتخار خود را در رزم بی‌امان و خستگی‌ناپذیر دیده و می‌تواند در برابر غولهای بین‌المللی سرخم نکند. همان نسل بی‌شماران که تداوم و استمرار آن مجاهدینی هستند که امروزه یکصد و بیست هزار آنها به‌خاطر مردم و آزادی ایران بر سر دار رفته‌اند. و بر سر شرافت انسانی خود ایستادگی کردند.
با تلگرام من ايرانم همراه باشيد
Share:

دست مريزاد به بچه هاى همدان

با من ايرانم همراه شويد:
فعاليتهاى جوانان باغيرت با شعار نه به انتخابات
رأي ما سرنگونى، اين شعار و خاسته مردم ايرانه
خواسته اصلى جووناى ايران نه به انتخاباته


رأى اصلى جووناى ايرانى، سرنگونيه -همدان
دست مريزاد به بچه هاى همدان
http://www.maniranam.com/index.php/iran-election/item/372-hamedan-overthrow


با ما در آدرسهاى زير همراه شويد:
اينستاگرام:
Share:

گفتگو با آقاى عدم

ـ جناب آقای عدم! معنای شما نیستی بود، قرار نبود نقش منفی کردن افعال ما را در زبان فارسی به‌عهده بگیرید!
ـ من هم تعجب می‌کنم. که با وجود این‌که معنای من نبودن و نیستی است، این‌قدر من را توی جملاتشان جا می‌دهند!
ـ آنها شما را جا می‌دهند یا شما خودتان را در همه جا می‌گنجانید!
ـ راستش این هم از عدم توجه آنهاست که من را به‌کار می‌برند.
ـ دیدید! خودتان هم به جای توجه نکردن گفتید عدم توجه!ـ راست می‌گویید، از بس مرا به‌کار می‌برند خودم هم متوهم شده‌ام که پس من کسی هستم. نگاه کن! همه جا هستم. عدم علاقه، عدم تضمین، عدم صداقت، عدم محبت، کم مانده بگویند عدم داشتن، ... .. اصلاً ایرانیان کم کم دارند فراموش می‌کنند که فعلهایشان را با نون شروع می‌کردند! قبلاً می‌نوشتند علاقه نداشتن، تضمین نداشتن، بی‌صداقتی، نبود محبت... ... . حالا همه‌ی این پیشوندها ی نه و بی ‌و نا کنار رفته،
ـ خوب چه کار می‌شود کرد، آیا می‌توانید خودتان یک اطلاعیه بدهید که لطفاً مرا بجز در معنای نیستی به‌معنای ضدهستی به‌کار نبرید؟
ـ مگر با دستور این مشکل حل می‌شود؟ این کار تنها با یک عشق و علاقه به نگاهبانی از زبان، شدنی است. و تا زمانی که با عدم وجود، ببخشید نبود این عشق روبه‌رو باشیم، حل نمی‌شود.
ـ عشق را چگونه ایجاد کنیم؟ـ شما جایگاه زبان فارسی را در پاسداشت فرهنگ و هویت و ملیت ایرانی نشان بدهید من هم در پاسخ خواست شما به همه اعلام می‌کنم: ای کسانی که قلم به دست دارید، من به‌معنای نیستی هستم. نه وسیله‌ای برای منفی کردن جمله هایتان.
ـ با تشکر، ما هم می‌رویم برای نشان‌دادن جایگاه زبان فارسی کاری بکنیم.

من ايرانم با شما

ما را در آدرسهاى زير همراهى كنيد :
يوتيوب 
فيسبوك 
اينستاگرام

Share:
Powered by Blogger.

Labels