Showing posts with label شعر،جمله،بزرگان،برتولت،برشت،ايران،جوان،دانشجو،كتاب،قشنگ. Show all posts
Showing posts with label شعر،جمله،بزرگان،برتولت،برشت،ايران،جوان،دانشجو،كتاب،قشنگ. Show all posts

🍀در گذرگاه خون

🍀در گذرگاه خون
درگذرگاه باروت
در کشاکش داس و بابونه
ستاره‌ای درخشید و
سینه سیاه آسمان را شکافت
چقدر ستاره می‌درخشد
وشب همچنان پایدار است
آی مردم
آفتابی اینک
بر دست‌هایتان
باید طلوع کند


Share:

پزشك :آنچه تو را فلج کرده همین چوب هاست

🚶هفت سالی می شد که راه نرفته بودم
پزشک پرسید: این چوب ها چیست؟
گفتم: فلجم
گفت: آنچه تو را فلج کرده همین چوب هاست
سینه خیز، چهار دست و پا قدم بردار و بیفت
چوب های زیبایم را گرفت
.پشتم شکست و در آتش سوزاند
حالا من راه می رم
اما هنوز هم وقتی به چوبی نگاه می کنم
تا ساعت ها، بی رمقم!!... 🚶🚶🚶
"برتولت برشت"


Share:
Powered by Blogger.

Labels