Showing posts with label
ايران، آزادي، اميد،زنانwomen،.
Show all posts
Showing posts with label
ايران، آزادي، اميد،زنانwomen،.
Show all posts
يادى از پرواز مرز پر گهر شايد شما هم اسم دکتر حسین گل گلاب كه آمیختهیی از علم و فضیلت و هنر بود و خدمات شایانی به هنر و فرهنگ ایران کرده بود رو شنيده بودين. یکی از کارهای بسیار ارزشمند استاد گل گلاب، سرود ای ایران است که یکی از پرارزشترین سرودهای میهنی کشور ما است. سرودی که یکی از آثار جاودانه فرهنگ ملی ماست و درحقیقت فریاد بلند ماندگاری ایران است، که از تسلیمناپذیری و شرف و آزادیخواهی مردم ایران حکایت میکند.این سرود در جنگ جهانی دوم، زمانی که ایران در اشغال متفّقین بود بهیاری چند هنرمند گرانقدر بهشکلی بسیار بدیع ساخته شد.. دکتر حسین گلاب شعراین سرود را میگوید و روحالله خالقی برایش آهنگی میسازد و نوای دلنشین بنان هم آنرا زینت میبخشد. بهاینترتیب سرود ای ایران ساخته میشود.سرود ای ایران تنها یکی از خدمات این ادیب ارزشمند است. و دکتر حسینگلاب کارها و خدمات فرهنگی زیادی داشته.وی فرزند مصورالملک، نقاش معروف بود. از کودکی پدرش او را به آموختن موسیقی تشویق کرد. او در جوانی محضر بزرگترین استادان زمان خود یعنی آقاحسینقلی و درویشخان را درک کرد و تار و سهتار را بهخوبی مینواخت. با تأسیس مدرسه موسیقی وزیری، او جزء اولین دسته از شاگردان مدرسه موسیقی وزیری بود.برخی از آثار علمی ارزنده این ”استاد ممتاز“ دانشگاه تهران عبارتند از:3جلد کتاب جغرافیای دبیرستانی، 9جلد کتاب طبیعی دبیرستانی، کتاب کلاسیک گیاهشناسی و ”فرهنگ گیاهان دارویی“ و اثر بزرگ ”راهنمای گیاهی“ که نتیجه 60سال کار مداوم استاد در زمینه تحقیق و تدریس علوم بود. از هنرهای برجسته دکتر گلگلاب، ساختن سرودهای میهنی و حماسی و سرودن شعر بر روی چنین سرودههایی بود مانند سرود ”ای ایران“ و ”آذرآبادگان“ که در آنها بهقول شادروان خالقی تنها، نام «ایران» و «وطن» جلوهگر بود. سرانجام این فرزانه علم و ادب در دوم اسفند ۱۳۶۳ در انزوا و تنهایی غریبی دیده از جهان فروبست. يادش گرامي براي همه ايرانيان
آيا تا حالا به اين فكر كردين كه جوونى چيه ؟آيا فقط موضوع سن وساله يا .....جوانى زماني از عمر نيست , يك حالت ذهني است . جوانى حالتي است از اراده , كيفيت تخيل , نيرومندى , هيجان , چيرگي , دليري بر ترس , گرايش شديد به ماجراجويي وپرهيز از آسودگي , هيچ كس تنها با گذشتن چند سال پير نميشود . افراد با رها كردن آرمانهاي خود پير ميشوند .
سالهاي عمر پوست را پژمرده وچين دار ميكنند ولي از دست دادن ذوق وشوق روح را ميخشكاند . نگراني , ترديد , بي اعتمادى به خود , ترس ونوميدي , اينها سالهاي طولاني هستند كه پشت را خميده ميكنند وروحيه در حال رشد را به خاك مي نشانند , عشق به شگفتي , به خيره شدن لذت بخش در ستارگان وبه اشياء وافكار چون ستاره هاي زيبا , به چالش بي باك با رخدادها , به اشتهاي سيري ناپذير كودكانه براي آن چه بر سر راه ما قرار دارد وبه خوشي وسرگرمي زندگي در دل هر انساني نهفته است , چه شانزده ساله وچه شصت ساله . شما به اندازه ايمان خود جوان هستيد وبه اندازه ترديد خويش پير . به اندازه اعتماد به نفستان جوان هستيد وبه اندازه ترس خود پير , به اندازه اميد وآرمانتان جوان هستيد وبه اندازه نوميديتان پير , تا زماني كه قلبتان پيام زيبايي , شادي , دليري , بزرگي وقدرت را از زمين , انسان واز هستي لايتناهي دريافت مي دارد , جوان هستيد , هنگامي كه همه رشته ها بريده است وكانون قلبتان از برفهاي بدبيني وسرماي بدگماني پوشيده است , شما به راستي پير شده ايد وروح شما افسرده ميشود .جواني , شادابي در قلب است . جواني براي آناني كه لبريز از ايمان واميد هستند ابدي است . چالشهاي هر روز تازه را با دليري واعتماد خوش آمد بگو .