✍️🔴 نوشته ای از #شعله_پاکروان در آستانه دهمین سالگرد دستگیری #ریحانه_جباری
🔻من ماندم با جگری خون چکان، بر ظلمی که آشکارا روا شد بر دخترم
نزدیک دهسال گذشت از روزی که دخترم توانست از نبرد با مامور اطلاعاتی متجاوز و مقابله با آن نرینه وحشی، جان سالم به در برد.
🔻 او بود و نه گفتن. او بود و رقص بر دار. او رفت و من ماندم. با جگری خون چکان، سرگشته و حیران بر ظلمی که آشکارا روا شد بر دخترم.
🔻 من ماندم و سفر به خانه هایی که چوبه های دار ویرانشان کرده بود. خانه هایی که همه مردان شان در دو نسل پیاپی اعدام شده بودند.
🔻 از جوانانی که کودکی شان دزدیده شد با اعدام پدر يا مادر در قتل عام ۶۷. من ماندم و دیدن سفره های خالی بازماندگان اعدام
🔻 من ماندم و دیدن اشک آغشته به خشم مادری که پسرش زیر چرخهای ماشین #نیروی_انتظامی له شد. دیدن پای تاول زده مادری که ۱۷ سال به دنبال رد پای سعید گمشده ش دویده بود. هم نشینی با مادری که در غروبی غمگین تنها یک لحظه از غفلت ماموران استفاده کرده و جنازه پسرش را دیده بود. پسری که با شلیک مستقیم به سرش کف خیابانهای تهران کشته شد. مثل ندا. مثل کیانوش مثل صانع.
من ماندم و شنیدن از مردی که ۵۰ عضو فامیلش اعدام شده بودند. مادرانی که فرزندشان اعدام شده و سنگی بر گوری نداشتند تا بر آن مویه کنند. خاوران قبله دلشان بود.
🔻 اکنون میگویم همچنانکه ریحان دختر میلیونها مادر شد، من نیز مادر هزاران جانباخته ام. مادر هفت برادران، مادر اعدامیان کرد و بلوچ، مادر شهرام و مونا. مادر سعید و مصطفی و رضا. قطره ای از دریای دادخواهان. تا نفس دارم بر طبل دادخواهی خواهم کوفت. میدانم که هزاران دست یاریگر به سویم دراز خواهد شد. دستهایی که نمیگذارند پرچم دادخواهی به زمین افتد. میدانم نه ریحان و نه دیگر اعدامیان بازنخواهند گشت اما ريحانها در آينده لبخند خواهند زد. میدانم که راهی سخت در پیش دارم اما با همه توان به عهدی که با رعنایان در خاک خفته بسته ام وفا خواهم کرد. اینک این منم مادر هزاران ریحان. قطره ای در دریا. فراتر از هر عقیده و گروه، دستهایم را به سوی دستهای یاریگر دراز میکنم . کیست یاری ام کند؟
0 comments:
Post a Comment